اندر احوالات وی پی ان و غیرت توامان پریده مان
چند وقت پیش چیزی نوشته بود عطا که با این مضمون به ذهن من مونده: «اینترنت هم ملی می شود و کون همه ما چسبانده به صندلی هایمان٬ بی هیچ تکانی. بنشینید و نظاره کنید.» (نقل به خیلی مضمون)
دیروز بعد از صرف کله پاچه رفتم سر کار که یادم افتاد آخرین روز ثبت نام نظام مهندسی شده و باز من بی خبر. با هزار ایش و ویش رفتم توی سایت؛ بس که مورد نفرت همیشگی من بوده این سایت با نظم نداشته افتضاحش که نمی شه هیچ وقت به هدف رسید توش. ملت البته تو صدم ثانیه به سرمنزل مقصود می رسن و تمام٬ ولی من ساعتها خیره می شم به صفحه اصلی برای پیدا کردن لینک ثبت نام آزمون و هربار شکست خورده و عصبانی بی خیال می شم تا سری بعدی که یکی بیاد سقلمه بزنه که برو یک لیوان آب هندوانه به دست چپ بگیر و با اون یکی ثبت نام کن امتحان کوفتی رو. حلاصه که دیروز هم بساط سابق و پیدا نشد. این شد که زنگ زدم به رفیق کله پاچه که آقاجان مدرک نظام مهندسی می خواین این لینکو واسه من ایمیل کن که برم. رفتم ایمیل چک کنم با خرسندی و لبخند پیروزمندانه که دیدم باز نمی شه جیمیل. به اعصاب خود مسلط شده گفتم خب بفرست به یاهو شاید یادم اومد پسورد اونو بعد از اینهمه وقت خاک خوردن٬ که یاهو هم باز نشد.همون موقع ها بود که یکی در اومد که سرویس پرداخت اینترنتی بانکها هم دچار اختلال شده از دیشب. خلاصه که آخر با بدبختی مراحل ثبت نام رو یک خوشبختی که یه گوشه ای از شهر هنوز اینترنت داشت انجام داد اما این شد که من همه ش دارم فکر می کنم که به همین راحتی اگر دسترسی ما به اینترنت قطع بشه چقدر قراره در طول روز متضرر بشیم؟ یعنی چقدر از زمانمون رو باید برای یک ثبت نام ساده٬ برای یک ایمیل ساده از دست بدیم؟
من سواد ناقصی دارم از تکنولوژی ولی دارم فکر می کنم اگر این قطع شدن اینترنت ارتباطی با زیاد شدن پارازیت ها و بالطبع امواج مضر نسبت مستقیمی داشته باشه قراره چه بلایی سرمون بیاد علاوه بر از دست دادن همه منابع اطلاعاتی و مطالعاتی و ارتباطی مون؟ یعنی این طور شد که داشتم فکر می کردم خب می ریم این بار جدی اعتراض می کنیم جلوی هر سازمانی که لازم باشه. این دیگه بحث سیاسی نیست که فقط قشر محدودی متاثر باشن ازش و بحث حقوق مدنی که هیچ٬ موضوع سلامت عمومی جامعه هم هست. بعد فکر کردم که خب٬ کجا اطلاع رسانی کنیم؟ چطور هماهنگ شیم؟ با سیستم بدوی و کاغذ و کپی و دیوارنگاری؟ فکر کنید از فردا توی خیابون ها راه بیفتایم اعلامیه بچسبونیم که فلان روز اعتراض به محدود شدن اینترنت و زیاد شدن پارازیت. بعد خب شهر رو تجسم می کنم هی خنده عصبی می کنم. یه سری آدم هایی که دغدغه اجتماعی دارن و دستشون از همه جا کوتاهه و راه می افتن به آگاهی رسانی تن به تن. یک سری عینهو دومینو همینطور که تو صف کپی وایسادن فرود می آن و چپه می شن از فرط امواج کشنده. بعد فکر کردم که خب باید زودتر جنبیده و اپلای کرده و فرار کنیم همه گی. حالا با کدوم اینترنت؟ با کبوتر مدارکمون رو برسونیم سفارت لابد. حالا دارم فکر می کنم که چقدر باحال می شه. یه سری تور جدید راه اندازی می شه در کشورهای همسایه جهت برخورداری از اینترنت آزاد در سواحل نیلگون خلیج فارس و مدیترانه که انسان ها برن خودشون رو آپدیت کرده برگردن. مرزها پر از کافی نت های هیوج با مقیاس های عجیب که آدما برن ایمیل چک کنن بیان مثلن. اصن یه وضعی. حالا اینا هیچ. ما برای خرید یه سوتین رنگی پنگی ویکتوریا فیلان ۱۵۰ تا ایمیل رد و بدل می کنیم که چهار نفر با هم هماهنگ شیم و یه شیرین زبونی ای هم کرده باشیم٬ دنیای روزمره لوسمون رو نمک پاشی کنیم در خلال ایمیل. حالا چقدر زنگ و اس ام اس بزنیم که جبران این ایمیل حذف شده رو بتونه بکنه؟
حالا نریم اعتراض واقعن؟
دیروز خواهر عزیز تر از جان من کتک خورده. در حالیکه در خیابون می دویده که برسه به وقت ابرو٬ زنان غیور گشت ارشاد به گمان مجرم فراری از پشت بهش حمله کرده و خوابونده ن پشتش. با لگد خوابوندن پشت زانو و هر کدوم یک دستش رو پیچونده که نتونه تکون بخوره. ینی عملیات کماندویی در حد تیم ملی. حالا چرا؟ چون گفته من نمی رم سوار اون ون کوفتی تون بشم و حق ندارین مدرک شناسایی بگیرین از من. آقای غولشون پیاده شده اسپری اشک آور تو صورتش گرفته گفته سوار نشی می زنم و حق دارم که بزنم و دستور دارم که که هر کاری حال می کنم با کسی که مقاومت می کنه بکنم.
بی ربطه؟ اینترنت مختل می شه٬ دسترسی ما محدود. دور جدیدی از خشونت و خفقان شروع می شه و ما که عادت کردیم به شر کردن فیلم وقایع تو فیس بوک و خبر گیری و خبررسانی از اینترنت شاید خیلی دیر باخبر بشیم اصلن که همین بیخ گوشمون چه اتفاقی داره می افته. یکی می گفت که این هفته هفته اختلاسه و اینها همه برای پرت کردن حواس از اصل موضوعه. شاید. ولی واقعن چه اتفاقی باید بیفته که غیرت عمومی مون بجنبه؟ کی می خوایم اعتراض کنیم؟ سکوت کردنمون تو این چند ماه چه حسنی داشته که داریم ادامه ش می دیم؟ افغانستان دوست تر داریم یا عربستان؟